تبليغاتX
وبلاگ شخصی جواد وکیلی

درد دلی با دلم ؟؟!
کجایی ای دل خاموش من .کم کم داری فراموشم میکنی .

کجایی ای شیشۀ یاقوتی که تلالوی هر تپش تو مرا یاد مقلب القلوب می انداخت.

کجاست آن لجاجت های شریفت وقتی سنگ جلوی پای عقل می انداخت.

کجاست آن لرزه های مهیبت که وجدانم رااز جای می پراند.

کجایی که بتوانم دلتنگی کنم . آری می خواهم دلتنگی کنم برای همۀ آنچه داشتم و اکنون ندارم.

یادت هست باهم سیاست مداران مات شده در برابرمان را می نگریستیم و می خندیدیم.

بیا و بی وفایی نکن من که تورا به نا اهل نسپرده ام.

دل من دلیلت چیست که اینگونه سفت وسخت درون ظلمت جای خشک کرده ای.

باور کن که بی تو احساس ذلت می کنم در این ضلالت تن.

بیا باهم آشتی کنیم . اربعین نزدیک است.بیا باهم هئیت برویم وبه یاد مصائب زینب (س)  گریه کنیم.

یادت هست هر وقت حالمان گرفته بود می گفتیم امان از دل زینب .یادت هست که با من می گفتی از زینب(س)؛

که زینب بنت علی است وعلی مظهرعجایب است .

زینب دخت فاطمه است و فاطمه فاطمه است.

زینب خواهر سروران جوانان اهل بهشت ،حسن وحسین است.

 او یک زن است ، ولی نه از آن جنس زنانی که به جبن و ترس می شناسیم ، او زنی است که از ابهت های مرد شکن بارگاه طاغوت ها نمی هراسد.

آری او یک زن است ولی نه از جنس زنان مصری که با دیدن یک یوسف دست بجای ترنج بریدند؛ او زنی است که در عاشورا دل از هجده یوسف برید.

زینب یعنی زینت پدر؛زینت علی که خود زینت عالمی است واقعاًزینب می خواهد.آری زینت علی است که در عاشورا چیزی جز زیبایی نمی تواند ببیند.

واین است که زینب، زینب است.

 دلم،من منتظرم تا صدای تپش هایت عاشقانه شود .

من همیشه آماده ام ،مانده کمی همت تو

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ساعت 1:17  توسط جواد وکیلی  | 

معصومیت از دست رفته
به مناسبت سی سالگی انقلاب اسلامی با تیتر بالا در خصوص شوذب ها وزبیر های عصر انقلاب متن های زیادی نوشتم ولی مثل اینکه یا دچار خود سانسوری شده ام ویا جسارت لازم را در نوشتارم احساس نمی کنم.البته وقتی به مصومیت از دست رفته خودم و اطرافیان  می نگرم حتماً نمی توانم از معصومیت از دست رفت بنویسم.

دلم نمی آید موضوعی به این فراگیری را در اعماق رایانه ام حبس کنم.

ولیکن فعلا باید به معصومیت های از دست رفته فکر کرد شما هم فکر کنید .

|+| نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387 ساعت 9:48  توسط جواد وکیلی  | 

سپر دفاعی در برابر ناتوی فرهنگی
در خصوص انحطاط و افول امپراطوری های عظیم داستانها و افسانه های زیادی نوشته وگفته شده است ولیکن با نگاهی زیرگانه و مبتنی بر اصول تاریخی اگر نیک بنگریم در خواهیم یافت علت العلل این امر رواج فساد به معنای تام آن که شامل فساد اقتصادی ،سیاسی،اجتماعی می باشد بوده است.

یونان باستان که غرب امروز ریشه های تمدن خود را در تفکرات فیلسوفانه غیر توحیدی آن جستجو می کند از اولین اقوام مثبوت در تاریخ هستند که با رویکرد توجیه وسیله برای تجلی هدف،از رواج فساد در میان رومیان متجاوزبه جهت بلع قدرت وغیرت ناسیونالیستی رومیان و شکست آنان استفاده کردند  وهمین در نوردیده شدن اقصی نقاط روم با فساد اخلاقی  که با خود مولودان شوم فساد سیاسی و اقتصادی را به بار می آورد مسبب اصلی زوال امپراتوری روم غربی گردید.

http://javadvakili.blogfa.com


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387 ساعت 22:1  توسط جواد وکیلی  | 

قلم...

واقعا نوشتن احساس خوبی به انسان میدهد علی الخصوص که با قلم بر صفحه سفید کاغذ بنویسی.آن لحظه ای که تصمیم میگیری بنویسی واقعا قلم با تمام اندام قلمی اش وسوسه ات می کند که خاطر سفید و پاک کاغذ را مشوش کنی .

هر چند که قدرت نوشتار قلم بالقوه و بالفعل تحت تاثیر اندیشه ایست که آن را بر صفحه کاغذ می رقصاند ولیکن قدرت جاذبه و تحولی که در ذات آن مستقر است به مناسبت توجه و قداستی است که خداوند متعال برای آن قائل شده است واین است که نظاره بر قلم باعث می شودهمانند نظاره بر کوه و صحرا و دریا و خورشید و ماه  که آیاتی از قدرت الهی هستند.آدمی  در لذتی مبهم فرو رود.

 خداوند به ظرفهای مادی چون مکه، وادی مقدس طوی و سینا و مسجد الاقصی و مدینه و کوفه و کربلا حرمتی به عظمت اعمال ابراهیم (ع) و هاجر(س) و موسی(ع) و مریم (س) و رسول اکرم(ص) و علی (ع) و حسن(ع) و ابا عبدالله الحسین عطا کرده است. قلم نیز به برکت نگارش فرامین الهی بر لوح خلقت می بایست چنین عظمت و حرمتی داشته باشند.

 و حال این ابزار مقدس در دست من و توست  که کاغذها را عاشق کنیم یا عاقل، بنویسیم از شاهزاده ها و گداها و شاهزاده هایی که گدا می شوند و گداهایی که شاه می شوند.

 می توانیم غزل یا قصیده و رباعی بنویسیم و یا قصه دلداده هایی که دلنوشته ایشان اساس رسم مشق عشق گشته است. و امیدوارم هیچگاه هوس نکنیم به حریمهایی تجاوز کنیم که قلممان از بیان آن شرمگین   باشد که به نظر من شکستن حرمت قلم همانند شکستن حرمت کعبه و بی احترامی به همه نگاشته های با ارزش و مقدسی است که قلم از ازل تا ابد نگاشته است.

http://javadvakili.blogfa.com

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 ساعت 20:44  توسط جواد وکیلی  | 

تحلیل شاه عباسی اقتصاد

شاه عباس از وزير خود پرسيد:"امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"

وزير گفت:"الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!"

 

شاه عباس گفت:"نادان! اگر اوضاع مالي مردم خوب بود مي بايست كفاشان به مكه مي رفتند نه پينه دوزان، چون مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."

 

تحليل حكايت:

1- يك شاخص مناسب مي تواند در عين سادگي بيانگر وضعيت كل سازمان باشد.
2- در تحليل شاخص بايد جنبه هاي مختلف را بررسي نمود. گاهي بهبود ناگهاني يك شاخص بيانگر رشدهاي سرطاني و ناموزون سيستم است.

http://javadvakili.blogfa.com

 باتشکر از دکتر قدیری

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 19:21  توسط جواد وکیلی  | 

پدران غزه سربلندان امتحان ابراهیمی

عید قربان است امروز برای رضای خدا مسلمانان و حجاج  گوسفند و شتر و گاو قربانی می کنند .ولیکن امروز پدرانی غریب، در جایی قریب به مدفن ابراهیم خلیل الله برای نشان دادن پایداری در مسلمانی خود و ایستادگی در برابر جالوتیان فرزندان برومند خویش را قربانی آرمان بلند فلسطین می کنند.

           آری آنها مسلمانانی هستند که دارند قربانی جهالت عربی می شوند .

آنها قربانی می شوند که حماس حماسه سازی چون حزب الله نباشد تا عرصه را بر مجاهدین نهروانی القاعده تنگ ننمایند والقاعده؛این عروسک دست ساز شاهزاده های وهابی  و بازیگر صحنه های گارگردانی شده استعمار انگلیس و آمریکا بتواند به وهم خود ناجی مسلمانان، از استعمار و خطر شیعیان رافضی باشد.

عمق فاجعه آنچنان است که سالیان سال نگاشتن نیز تکاپوی بیان اندکی از مصائب این قربانیان توطئه های کثیف را نمی دهد .

وبهترین جمله ای که می توانم بگویم این است : اگر در خانه کسی هست یک حرف بس است.

http://javadvakili.blogfa.com

|+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387 ساعت 17:47  توسط جواد وکیلی  | 

اصولگرایان که فقط به اصول خود معتقدند
                               

صحبت های دلسوزانۀ مقام معظم رهبری در هفته های اخیر در جمع کارگزاران حج که اصولگرایان را موظف به رعایت بعضی از اصول می کرد ما را امیدوار به رعایت بعضی دوستان کرد

اما اجلاس هفتۀ پیش شورای اصولگرایی کرمان وموضع گیری منصوبین آن این حقیر را به عنوان کوچکترین عضو طیف رایحۀ خوش خدمت مجبور به بیان بعضی مسائل وهشدارها می نماید.

از طرفی عدم دعوت و حضور نمایندگان رایحۀ خوش خدمت در این شورا و بیانات ریاست منتخب این شورا این شائبه را حداقل در ذهن این حقیر متبلور می کند که این دوستان رایحه خوش خدمت را خارج از دایرۀ اصولگرایی می دانند .

از طرف دیگر بیانات سخنگوی این شورا که به صورت ضمنی مبنی برامکان عدم حمایت از ریاست جمهوی دکتر احمدی نژاد توسط این شورای به اصطلاح اصولگرایی بود و همچنین حضور نا به هنگام قالیباف شهردار تهران درست چند روز مانده به برگزاری اجلاس شهرداران آسیایی پیامهایی نا مبارک را منتشر می کند.که مضمون آن می تواند  علاوه بر به وجود آوردن حاشیه ای غیر موجه در جریان انتخابات ریاست جمهوری علاقۀ آنان به خفه کردن جریان اصولگرایی آرمان خواه وانقلابی جوان به نفع محافظه کارانی که نام اصوگرایی را در تبعیت از  لجاجت وپابرجایی بعضی از دوستان بر اصول خودخوانده ، نخ نما وچهار چوب های تشکیلاتی سست شده ، تعریف می کنند بینجامد. و این وزن کشی چه برای باز سازی تشکیلاتی  و یا هر هدف دیگری که باشد حاکی از این است که دوستان سنتی ما اصلاً حاضر نیستند حضور پر قدرت نسل دوم وسوم اصولگرایانی که هنوز در دام محافظه کاری سیاسی نیفتاده اند وپیروزی در انتخابات شورای شهر دوم ، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را مدیون بلامنازع آنان بودند، بر تایند؛حتی اگر به نتایجی بدتر از شورای سوم ومجلس هشتم در استان مبدل گردد.واین عملکرد و اصرار بر سناریوی همه یا هیچ ،می تواند این هشدار را در پی داشته باشد که با بی تدبیری این اصطحکاک درون گروهی که با تذکر رهبری معظم و حسن نیت وعدم موضع گیری دوستان رایحۀ خوش با توجه به وزن سنگین کنونی خود در کشور واستان امید به رفع آن می رفت .ّمی تواند آنچنان  حرارتی تولید کند که اتش بر خشک و تر بیندازد ودودی تولید کند که تا سالها نه رایحۀ خوش خدمتی به مشام مردم کرمان برسد ونه امیدی به استقرار هوای تازه ای در استان داشته باشیم .

امید وارم دوستان با تدبیر ودقتی مبتنی بر دوری از بعضی بد سلیقگی ها و توطئه های مغرضین معلوم الحال راه را برای حضور پر قدرت تفکر اصولگرایی مورد توجه رهبری انقلاب در عرصه سیاسی استان جهت خدمتگزاری ،مهرورزی ،عدالتخو اهی و احترام به کرامت انسانی اهالی مومن وشریف استان پهناور کرمان و ایران اسلامی پدید آورند و مطمئن باشند که ما نیز از هرگونه تشریک مساعی وهمراهی با ایشان در این باره با تمامی توان استقبال می نمائیم.        

http://javadvakili.blogfa.com                                                              

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387 ساعت 17:44  توسط جواد وکیلی  | 

فقط برای فلسطین
              

هفتۀ پیش هنگامی که در اخبار اسماعیل هنیه را در هنگام اقامه نماز بر سر شهدا و قربانیان جنایات صیهونیست ها دیدم بی اختیار ستون فقراتم لرزید. او را مردی دیدم با ابهت که بار مسئولیتش و دستان بسته اش بغضی خفه کننده را در حلقومش محکم کرده بود و صورت برافروخته اش دنیایی فریاد داشت.واز طرفی دعوت دوست عزیزم حاج الیاس از دوستانش برای نگارش در این باره؛ مشوقی شد تا سر زده از روی تکلیف اینگونه بنگارم:

 http://javadvakili.blogfa.com

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387 ساعت 1:38  توسط جواد وکیلی  | 

بهانه
استیضاح کردان،واکنش به درج مطلبم در کرمان ما ؛رفتن دوست عزیزم مسعود یار رضوی از خبرگزاری فارس؛وزارت جناب محصولی؛ شایعۀ مدیر عاملی شرکت ملی مس مهندس جلال مآب ودلایل عدم انتصاب وی تا اکنون؛عدم توفیق جناب دهمرده استاندار کرمان در یافتن گزینه های مناسب برای جایگزینی معاونت های عمرانی و مالی وبرنامه ریزی؛کمی تا حدی جدی شدن حضور خاتمی در عرصۀ انتخابات،سفر انتخاباتی قالیباف به کرمان،سخنان مقام معظم رهبری در حمایت از دولت،واکنش به افاضات سخنگوی شورای اصولگرایان کرمان و هشدار به بعضی اصولگرایان لجوج و.... بهانه خوبی برای نوشتن صدها سطر مطلب در این چند صباح بود که احتیاج به تحلیل وبرسی مفصل وگذشت زمان برای باروری مطالب واز طرفی دیگر مشغله های فکری باعث شد از نوشتن خودداری کنم که ان شا الله در جای خود و به مرور در رابطه با آنهاد صحبت خواهم کرد.   

ضمن عذر خواهی امید وارم با نظر شما دوستان بتوانم جبران مافات بنمایم.

http://javadvakili.blogfa.com

|+| نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387 ساعت 22:21  توسط جواد وکیلی  | 

تبریک به جناب رئوفی نژاد
                                  

بدینوسیله انتصاب آقای دکتر رئوفی به استانداری زنجان را تبریک میگویم و برای ایشان از خداوند متعال توفیق و سر فرازی در خدمت به مردم را خواستارم.

http://javadvakili.blogfa.com

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 22:10  توسط جواد وکیلی  | 

اطلاعیه
                                                           اطلاعیه     

بدینوسیله به اطلاع کلیه دوستان وبازدید کنندگان عزیز می رساند قصد اسباب کشی از این آدرس به آدرس جدید را دارم .

از کلیه ی دوستان دعوت به عمل می آید ضمن اصلاح لینک های خود  با تشریف

فرمایی مرا سرافراز فرمایند.

http://javadvakili.blogfa.com

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 8:31  توسط جواد وکیلی  | 

ساکن پاستور از 84 تا 87 ؟!
        احمدي نژاد
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 7:20  توسط جواد وکیلی  | 

آقای خاتمی لطفا تشریف بیاورید؟
              

آقای خاتمی لطفا تشریف بیا ورید؟

تشریف بیا ورید چون دلمان برای یک سید خندان لباده پوش خوش تیپ با ریش هایی که با ظرافت رنگ شده است، تنگ شده است.

دلمان برای بحران های سیاسی نه روزه،18تیر  1378 ،توهین های روزانه به مقدسات اسلام واظهار نظرهای لا ئیک های در به دری چون عبدالله مومني  که میگفت: "در ايران، مقدسات گاو هستند و من اعتقادي به عصمت اميرالومنين (ع) هم ندارم."و "، اكبر گنجي که نوشت: "خشونت هاي روز عاشورا معلول تعارض هاي قومي و بالاخص نتيجه خشونت پيامبر در جنگ بدر، احد، خندق و... بود"، حميدرضا جلايي پور که هدف از انقلاب اسلامي را تنها در تحقق "جمهوريت" منحصر نمود، احمد قابل  که خواستار عدم ممنوعيت "همجنس بازي" شد و سالار بهزادي که تفكر "شيعه" را موجب انحطاط مملكت دانست چون معتقد بود تفكر شيعه مانع تحقق "دموكراسي" است. ،هاشم آغاجري که با انتساب كلماتي سخيف به روحانيت شيعه و حتي امامان معصوم(ع)، در سخنان 31 خرداد 81 همدان خويش با عنوان "پروتستانيزم اسلامي" تقليد مقلدان شيعه از مراجع تقليد را "ميمون وار" توصيف كرد.و آن استاد عبدالكريم سروش كه روزگاري از پيشگامان اصلي انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها بود،و ادعا كرد: "حكومت ديني جلوي رشد علمي مردم را مي گيرد"، واقعا تنگ شده است.

یادتان است .تخریب وتضعیف وزارت اطلاعات  تا آنجا که صیاد مان ترور شد و اطلاعات ذیقیمت مان در اختیار جاسوسان قرار گرفتند.نظرسازان و نوار سازان ودهها قضیه و حلقه ی زمینی و زیر زمینی.

آقای خاتمی حتما تشریف بیا ورید شاید این دفعه توانستیم و از شما عبور کردیم .لطفا فراموش نشود دلمان برای اشک های شما در هنگام ثبت نام نیز ممکن است تنگ شود.وزرای کار گزارانی و مشارکتی فراموش نشود

دلمان برای دبير وقت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير (علي افشاري) به همراه اكبر عطري از ديگر دانشجويان فعال در دفتر تحيكم وحدت در دوران اصلاحات، که اکنون در اكناف كاخ سفيد به سر مي برند و رسماً از نيروهاي اپوزيسيون به شمار مي آيند نیز تنگ شده است. طفلکی ها تنهایند اگه ممکنه یا بگویید برگردند یا در دوران ریاست جمهوری تان مقدمات همراهی  چند تا همراه را برایشان فراهم آورید.

آری بیاید تا با برداشتن پرچم اردوگاه درماندگان اردوگاه دوم خرداد به یاد ما ومدعیان اصولگرایی بیاورید آن خون دلهایی که برای زنده نگه داشتن شعار های اسلام وآرمان های امام و شهدا ومنویات رهبری خوردیم، تا با اتحادی بیشتراین نعمت الهی را شکرو حفظ کنیم .

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت 6:20  توسط جواد وکیلی  | 

يك سوال، يك ليوان آب ميل داريد يا كوكاكولا ؟
 

آيا می‌دانيد:

·   در بسياری از ايالتهای آمريكا، مامورين پليس راه دو گالن كوكاكولا در صندوق‌عقب ماشينشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با كمك آن از جاده پاك كند.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 ساعت 7:18  توسط جواد وکیلی  | 

به نام خداوند صبحدم
 

به نام خداوند صبحدم

 

فلق نشانه ای از ظهور خورشید و نور است و نشانه ای از پایان شب.

                                                  

                                                    منتظر فلق باشید...

|+| نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387 ساعت 0:40  توسط جواد وکیلی  | 

مظاهری هم از بانک مرکزی خواهد رفت.
                 

         

          پیروزی جهرمی در چهارمین هماورد با مردان اقتصادی کابینه

دیروز  از یکی از دوستان (منبع آگاه) شنیدم که طهماسب مظاهری رئیس بانک مرکزی هم نتوانست در برابر خواسته های جهرمی  وزیر کار مقاومت کند وخود را آماده ی رفتن از بانک مرکزی ایران می نماید.

ولی جهرمی کیست که توانسته است تا کنون چهار ستون اقتصادی کابینه رادر هم آورد با خود به خاک استعفا یا بر کناری بکشاند.

فرهاد رهبر ، دانش جعفری ،ستاری و اکنون مظاهری شاید فکر نمی کردند در برابر وزارت کار که گاهی و علی الخصوص  بعد از تشکیل وزارت رفاه جزو وزارت های تشریفاتی کابینه ها محسوب می گردید ُ بتواند آنقدر قدرتمند وارد عرصه ی کار زار مردان اقتصادی دولت گردد که سازمان مدیرت و برنامه ریزی را با سابقه ای بیش از نیم قرن وابهتی باور نکردنی با رئیسی  با سوابق امنیتی واستراتژیکی در اقتصاد آنچنان از هم بپاشد که گویی وجود خارجی نداشته است. وزیر اقتصادی را عاجز و استوانه ی پولی کشور یعنی با نک مرکزی را با روسای  مسبوق به دو دهه سابقه ی مدیریت عالی مالی و پولی با استیصال کامل مواجه کنند.

سید محمد جهرمی متولد سال 1337 متاهل و داماد خانواده ی ناطق نوری است.و دارای دکترای مدیریت استراتژیک است.

وی فرمانداری شهرستان نور1358 ، معاون سیاسی استانداری استان مرکزی1359،مشاور وزیر کشور 1360

 استندار استانهای زنجان1363-1361،لرستان1367-1363 ،سمنان 1368 -1367 ، همدان 1371 -1368 و فارس 1376 -  1371 معاون حقوقی و امور کمیسیونهای تشخیص مصلحت نظام1381-  1376، دبیر کمیسیون موارد خاص مجتمع تدوین چشم انداز 20ساله 1381 -  1384 و معاون اجرایی شورای نگهبان 1384 – 1381و از سال 1384 تا کنون وزیر کارو اشتغال کابینه ی نهم است.

وی را مبتکر طرح بنگاه ای اقتصادی زود بازده می دانند.

اکنون باید دید رئیس بعدی بانک مرکزی برای هم آوردی با جهرمی یا مسالمت وهم اندیشی با او در نه ماهه ی پایانی دولت وارد عمل خواهد شد.

|+| نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 19:28  توسط جواد وکیلی  | 

هدف عدالت است وعدالت برای هیچکس تبصره نمی خورد

         

یادم است که احمدی نژاد در شعار های انتخاباتی خود همیشه روی یک نکته تاکید ویژه ای داشت و آن این بود که هدفی انقلاب اسلامی دارد آنقدر بزرگ ومقدس است که ارزش آن را دارد صدها احمدی نژاد هم فدای آن شود ودر آن موقع من وخیلی از دوستانم نیز برای رسیدن به این هدف عالی که همان حکومت اسلامی بر اساس تعالیم عالیه اسلامی با تاکید برعدالت ومهر ورزی است پا به عرصه نا همگون انتخاباتی  گذاشتیم .

هر وقت به عکس فوق می نگرم تمام صورت معادله های چند مجهولی سیاست جلوی چشم هایم رنگ می بازند.

شاید کلمه ی آزادی برای خیلی ها مقدس ترن کلمه و هدف غایی باشد ولیکن از نظر من لفظ عدالت آنقدر بزرگ است که بر هرحکومتی سایه افکند باعث خوشنامی وماندگاری تاریخی آن خواهد گردید.

و اما آنانی که برای عدالت مبارزه می کنند هچگاه غیرتشان به آنان اجازه نمی دهد در برابر هر فرد با هر سوابقی که ذره ای عدالت را نادیده بگیرد سکوت کنند.

در آستانه سالروز شهادت اسوه ی عدالت امام علی علیه سلام ونگاهی به خطبه ها ونامه ی آن امام همام در خصوص لزوم ونحوه ی برقراری عدالت و وجوب برخورد با پایمال کننده ی عدل حتی اگر در جایگاه حسنین علیهما سلام باشند تکلیف را بر ما سنگین تر می کند.

ذکر مطالب بالا مقدمه ای بود برای بیان این امر که ما تحت خط کشی افراد واقع نمی شویم و این هدف افراد است که ما را مجاب به حمایت یا عدم حمایت از افراد میکند وصریح وقاطع می گویم هیچکس صاحب ما وصاحب جریان ما نیست وتیغ نقد ما ممکن است برای دوستانی که متخلف از اهداف و تعهدات باشند تیز تر باشد.

امیدوارم همین مطالب سر بسته کفایت نماید ونیازی به سر گشاده نویسی نباشد.

والسلام علی من التبع الهدی                                                                                                                

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 19:15  توسط جواد وکیلی  | 

از انتظار تا منتظر

                       

                         خدایا پناه مبرم به تو از شر شیطان رانده شده

                          وبه نام تو آغاز می کنم که بخشنده ومهربانی

پروردگارا چه  بگویم از این دوران وانفسا که نفسها رامطیعان نفس اماره، آن صاحبان زر، زور و قدرت، بند می آورند.

چه بگویم از جناح هایی که پر پرواز انقلاب می چینند. چه بگویم از محافظه کارانی که از محفظه ی تنگ مصلحت خویش اصولگرایی رابا فروع گرایی خویش تفسیر می کنند؛یا از اصلاح طلبانی که با قیچی اصلاحات خویش به نفع ساقه های زائد ریشه ها را هرس می کنند؟!.....

دوران ما به دَوَران چپ وراست می گرددو چشم به تمنای پلک برای دیدن خواب صراط مستقیم است.

مگسان دور شیرینی قدرت ویز ویز زنبوران عسل سر میدهند و وزغ های از برکه رانده غر غر می کنند.

تلفظ ضالین صلاتمان از بانگ اعتراضمان به ظالمین و گمراهان رسا تر است.

خدایا نکند هر دعای فرجمان همانند نامه های کوفیان روسیاه مرکب قلم هایی باشد که در دستهایی بودند که بر روی در دانه ی رسولت شمشیر کشیدند.

باز جمعه ای رفت ودل منتظر ماند تا منتظری بیاید.

 روزگاری شد وکس مرد ره عشق ندید        

                                        حالیا چشم جهانی نگران من وتوست  

 

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت 23:49  توسط جواد وکیلی  | 

چرا رفتن؟برای چه آمدن؟چگونه ... ؟ قسمت آخر

                                                 قسمت آخر

رئیس جمهور درباره انتصابات مدیران استان گفت من از همان روز اول هم با وزیر کشور شرط کردم  که این دو نفر [آقایان صابری ونصراللهی]در استان کرمان منصوب نگردند ولیکن همشهری شما اشتباه بزرگی کرد وتاوان اشتباهش را هم خواهد داد.و......

در این هنگام که این مطالب را می نویسم هیچ کدام از بزرگواران در پستهای پیشین خود نیستند وزیر سابق در سازمان بازرسی کشور است دکتر صابری استاندار لرستان است وحاجی نصراللهی در آستانه انتخاب سمتی دیگر برای خدمت به مردم.ودکتر رئوفی شهروندی افتخاری با کوله باری از افتخارات غرور آفرین که امیدوارم این ناکامی  خدشه ای بر قامت استوارش پدیدار ننماید.

آن بزرگوارن رفتند چون برخلاف احکامی که از دوات نهم داشتند در کرمان تعهد به جریانی داشتند که هم اکنون نیز معتقد است  باید ترمز دولت را بکشد.محافظه کارانی که طی دو دوره صیانت از مجالس چهارم وپنجم ودر دردست داشتن دولت های پنجم و ششم انباشت باروت نارضایتی عمومی از تدبیر سیاسی را به نحوی انجام دادند که جرقه ی دوم خرداد ممکن بود منجر به انفجاری شود که دودمان شعار هایی را که گاهی خودشان گاهی به مصلحت فراموش میکردند به باد دهد.

و اگر می پرسید چرا کنون می گویم چون اکنون وزنه و مرتبه سیاسی  احمدی نژاد به اندازه ای رسید که بتواند یک دبیر و چند وزیر وچندین استاندار معتقد به هوای تازه را از هواخوری دولت براند.

واکنون استانداری داریم که موظف است رایحه ی خوش خدمت را در سراسر استان فراگیر کند تا همه ی اقشار کرمان پس از پیامهایی که در دو انتخابات پیش به پایتخت نشینان دادند از خدمت گذاری صادقانه منهای بازیهای زیرکانه سیاسی بهره مند گردند.

وامیدوارم روزی که کرمان را ترک می کنند مردم کرمان نا امید از بروز تحول و اتفاقات پر برکت و آتیه ساز در اردوگاه اصولگرایی انقلابی  رای به پناهگاه شیوخ مصلحت ساز و یا ..... دهند .

وقل رب ادخلنی مدخل صدق واخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا(سوره اسراء آیه ۸۰)  

 

|+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 23:44  توسط جواد وکیلی  | 

چرا رفتن؟برای چه آمدن؟چگونه ... ؟ قسمت دوم
          Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

                                                         قسمت دوم

در آن لحضات گفتم آقای رئیس جمهور: در اولین جلسه ی خصوصی ستاد انتخاباتی  گفتید تا رسیدن به ریاست جمهوری روزهای سختی پیش روی دارید تا رای اعتماد وزرا روزهای  سخت تری پیش روی خواهید داشت وپس از رای اعتماد مجلس به کابینه روزهای خیلی سخت آغاز خواهد شد اگر می توانید این مراحل را تحمل کنید با من بمانید واگر نمی توانید از همین امروز شروع نکنید. و  من به عنوان نماینده حامیان شما در کرمان همراه با دیگر نمایندگان استانها با آن احساسات پاک قسم خوردیم شمارا در هیچ یک از مراحل سخت مسئولیت تنها نگذاریم .اما امروز درحالیکه به مرحله ی خیلی سخت مسئولیت شما رسیده ایم ما اعضای ستاد کرمان تنها مانده ایم  لذا اگر جنابعالی  بخواهید بر قسممان باقی هستیم واگر نخواهید از ما رفع تکلیف نمائید تا با خیال آسوده به زندگی خود برسیم.  

 لحظاتی سکوت در جلسه حکمفرما شد .احمدی نژاد با اندکی تامل نگاهی به ساعت انداخت وگفت برای اینکه نتیجه گیری خوبی داشته باشیم وشما صحبت های مرا نیز بشنوید نماز را همینجا بخوانید وبه فردی هم که دم در ایستاده بود گفت من هم دقایقی بعد از شروع جلسه ی شورای  عالی انقلاب فرهنگی و واگذاری جلسه با این افراد می خواهم صحبت کنم. بعد از آن هم موقتا از ما خدا حافظی کرد واز اتاق خارج شد.در هنگام خروج یکی از بچه ها تسبیح او را یاد گاری  گرفت. آقای سبد مجتبی ثمره هاشمی نیز دقایق باقی مانده تا اذان را پیش ستاد ماند و به دقت نظرات  همه ی آنها را شنید.

برای وضو به سمت سرویس بهداشتی رفتیم .لحظات جالبی بود جاسبی در حال وضو گرفتن بود.بعد از سلام از او پرسیدم بعد از دکتر طالبیان چه کسی رئیس دانشگاه آزاد کرمان میشود . خیلی راحت جواب داد فکر میکنم فردی به نام توکلی ، سریعا فهمیدم منظورش منظری توکلی است. وقتی همراهانم پی بردند وی واقعا جاسبی است سیل انتقادات وپیشنهادات ودرخواستها  را به سویش روانه کردند.

نماز در ریاست جمهوری برای بعضی از همراهان که خود را در کنار شخصیتهای طراز ممتاز مملکتی میدیدند واقعا به یاد ماندنی بود .همه در صفوف نماز در برابر خدا یکی بودند.

بعد از نماز ما را به سالن دیدار های رسمی بردند . بعد از پذیرای مختصر رئیس جمهور  به تنهایی با یک شال چفیه حماس و تعدادی تسبیح وارد سالن شد و خودش به هر یک از حاضرین یک تسبیح داد. پرسیدم این چفیه مال کیه؟ گفت مال تو .بعد این جمله را روی چفیه نوشت اسلام پیروز است.و امضا کرد .بعد از جلسه هم یک تسبیح چوبی برای آقای  دوستعلی داد.این یادگاری ها برای تقویت روحیه خیلی خوب بود.

این جلسه حواشی زیاد ی داشت که در مجالی مناسب بیان خواهم کرد.

امابعد:

 وقتی رئیس جمهور بدون مقدمه وخیلی صمیمی و خودمانی وبا اطلاع کامل  به بیان ریز ترین مسایل سیاسی کرمان پرداخت واز تصمیم جدی خود برای دخالت مستقیم در امور کرمان سخن گفت همه در نوعی شگفتی فرو رفته بودیم.

رئیس جمهور درباره انتصابات مدیران استان گفت:..........

 

                                                                               ادامه در قسمت آخر 

|+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 15:53  توسط جواد وکیلی  |