شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387
متن کامل سخنان منتشر نشده احمدی نژاد در جمع دانشجویان بسیجی
بنابر نوشته این وبلاگ رئیس جمهور در این سخنرانی که تا نیمه های شب به طول انجامید گفته است: مقدمه کوتاهي بگويم و سپس به بحثهاي شما اشاره کنم مبارزه حق و باطل و مبارزه براي اصلاح و برپايي عدالت، سخت ترين و سنگين ترين مبارزه طول تاريخ است. اگر کسي خيال مي کند يک روزه و دوروزه و با آمدن و رفتن احمدي نژاد و ديگران مسئله حل مي شود، اشتباه است. البته به معناي نتوانستن و بهتر و بيشتر کار را جلوبردن، نيست. سخت ترين بخش اصلاحات، مربوط به عدالت است. و حتي در بخش فرهنگي کار اينقدر مشکل نيست. خدمت پيامبر اسلام آمدند گفتند توحيد را مي پذيريم به اين شرط که در زندگي و کارهاي ما دخالت نداشته باشي. يعني به عدالت کاري نداشته باشي.
در این دیدار که الهام، مشایی و چمران حضور داشته اند احمدی نژاد ادامه داد: به اندازه بزرگي کاري که هدف خلقت است، موانع هم وجود دارد. کسي خيال نکند اگر فضاي عمومي کشور به سمت عدالت و اصول برگشت و يا تقويت شد، ديگر هيچ مشکلي وجود ندارد. سال 79 رهبر انقلاب در تحليل شرايط اميرالمؤمنين(ع) اشاره کردند که در طول 25 سال ذائقه هاي مردم را عوض کردند. نمي خواهم بگويم ذائقه مردم ما عوض شده اما در سيستم اداري کشور، فرهنگ، ادبيات و ذائقه ها عوض شده و بسياري از مشکلات مانند ناهماهنگي مديران مياني و کارشناسان به همين بازمي گردد.
نکته مهمتر اينکه هميشه جريان عدالت با شعار عدالت سرکوب شده است. يعني با تفسير ديگري مقابل عدالت مي ايستند. اصولگرايي، حزب، باند و گروه نيست که در رقابت براي کسب قدرت در مقابل ساير احزاب بايستد. اصل اول اصولگرايي، کار براي خدا، پافشاري بر عدالت و گذشتن از خود و همه چيز متعلق به خود است و الا اينکه تمام خصلتهاي قدرت طلبي و مناسبات قدرت را بياوريم و تابلويي بالاي سرش بگذاريم، بازي است. اصلاح طلبي هم همينطور است. امام حسين(ع) قيامش براي اصلاح بود. نمي شود مناسبات خودخواهي، طاغوت و قدرت طلبي را جمع کنيم و اين تابلو را بالاي آن بگذاريم.
نکته بعد اينکه بدانيد دولت همچنان در اصلاحات تنهاست. اين معنايش اين نيست که کوتاه بياييم يا روحيه انقلابي را کنار بگذاريم. امام بزرگوارمان فرمود تا ظلم هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم. اگر همه دنيا مقابل ما بايستند، خميني يکه و تنها مقابل آنها خواهند ايستاد. هرچه قدر مقاومتها بيشتر مي شود ما مصمم تر و بانشاط تر وسط صحنه ايستاده ايم.
با هیچ کس دعوا نداریم
بخش دوم عرايض به مطالب متنوع دوستان بازمي گردد. گفتند بار مبارزه به دوش دولت و شخص احمدي نژاد است و بدنه همراهي نمي کند. حرف درستي است اما ايجاد تحول در بدنه کار بزرگي است. نمي توان 4 سال توقف کرد تا بدنه متحول شود و بعد کارها را انجام داد. اين اقدامات بايد همراه با هم باشد. بدنه را بايد از کجا آورد؟ در کدام انبان هزاران نيروي ساخته شده همفکر وجود دارد؟ در ضمن مگر هر عزل و نصب در اختيار رئيس جمهور است؟ آنچنان پيچ در پيچ درست شده که وقتي رئيس جمهور از حقوق مسلم و مصرح خود در قانون استفاده مي کند، مي بينيد چه بلايي به سرش مي آيد؟
تحول سازمان مديريت جزء آرزوها بود. سالها و ساعتها بحث و مطالعه درباره موانع و راههاي کارشناسي اين ماجرا انجام شد اما در همين قانون بودجه امسال باز هم بارها از واژه "سازمان مديريت" استفاده کرده اند.
برخي دوستان گفتند چرا فضاي عمومي را قبل از اقدام آماده نمي کنيد. راجع به اصلاحات شوراها بحث کرده بوديم. اکنون برايم حق اليقين است که اگر کارها را با قوي ترين منطق هم اعلام کنيم، آنقدر مقاومت و فضاسازي مي کنند تا انجام نشود. سازمان مديريت با قوانين پيچ در پيچ که سالها روي هم انباشته شده بود و اختيارات نامحدود و تودرتو بود. ريشه ها را عميق شديم و پيدا کرديم. برخي خيال مي کنند اگر منطق کارها را بگوييم، همراهي مي کنند اما کارها هميشه آنطور ساده که مي خواهيم جلو نمي رود.
يکي از دوستان تعبير به دعواي دولت و مجلس کرد. ما با هيچکس دعوا نداريم. اگر فقط بخواهيم فهرست مانع تراشي هايي را که مقابل دولت انجام شد، بگوييم مثنوي هفتاد من کاغذ مي شود و سکوت کرديم. گاهي که خيلي فشار مي آيد دو اشکال از خود و يکي از ديگري مي گوييم. يک نفر گفته بود اينها که مقابلت هستند که بعضاً حزب اللهي هستند، گفتم حق را بشناس بعد آدمها را با آن معيار بسنج.
تورم و گرانی
احمدی نژاد با اشاره به تورم می گوید:«رشد عدد تورم در دنيا 50، 70 و حتي 120درصد است. جايي که قبلاً 2 درصد رشد داشته 4 درصد شده است. 7 درصد 14درصد شده است. در بخش مواد غذايي بعضاً تا 400 درصد رشد داشته است. دولت از قبل شرايط جهاني را رصد کرده بود و تصميم گرفت برخي کالاهاي اساسي مانند برنج، روغن، غذاي دام و... را وارد کند. جلسه اي با سران مجلس داشتيم و توضيح داديم که بخاطر قيمت نفت، رکود اقتصادي و توطئه غربي ها، اتفاقاتي دارد مي افتد که لازم است مواد ضروري روزمره مردم را تأمين کنيم. کارگروه مشترکي دو ماه کارکردند و تصميم گرفتند براي کنترل اين جهش قيمت، لايحه دوميليارد دلاري به مجلس بدهند. در دولت به وزير بازرگاني گفتم دو ميليارد زياد است و با بحثهايي که شد آن را به يک ميليارد و دويست ميليون دلار رساندند اما دو فوريت و حتي يک فوريت لايحه تصويب نشد. گفتيم حجم رايانه را کم کرديد، قيمتها بالا رفته، مصرف اضافه تراشيديد و براي يارانه ها محل مشخص کرديد، در مقابل اين موج سنگين بازار چه بايد کرد؟ فقط تعرفه بازرگاني مانده بود. براي صادرات تعرفه بالا گذاشتيم اما همان افراد در کشور هياهو درست کردند که کشاورزها و باغدارها نابود شدند.»
در اوج فشارها وزير بازرگاني را تهديد و استيضاح کردند که چرا دولت ميوه وارد کرد. وزير مي گويد اصلاً ميوه وارد نکرديم، بخش خصوصي اين کار را انجام داده است. يک ميليارد و هفتصد ميليون دلار سال گذشته صادرات ميوه داشتيم و قيمت ميوه در پايان سال قبل به قيمت سال 83 بود. وزير را کساني دارند استيضاح مي کنند که فرياد اصولگرايي اشان گوش فلک را کر کرده است.
اولين بودجه را که داديم، گفتند 6 واحد درصد بايد عوارض واردات کالا را بالا ببريد. بيش از 70 درصد واردات کالاهاي سرمايه اي مانند ماشين آلات و تجهيزات و يا کالاي واسطه اي است که طبق قانون معاف از عوارض است. 30درصد باقي مي ماند. وقتي مي گويند عوارض کل واردات افزايش يابد يعني 180 درصد افزايش. هرچه گفتيم اين درآمد کاذب است، در بودجه ننويسيد، نوشتند و براي درآمدش هزينه هم قرار دادند. اين درحالي بود که اولين موردي را که دولت عوارض آن را 60 درصد کرد، گوشي موبايل بود که جزء دارو و غذاي مردم هم نبود اما باز همين افراد عليه دولت جنجال کردند.
در ازاي درآمد کاذب هزينه مي تراشند که اگر تأمين نشود کسري بودجه و تورم درپي دارد و همان را بر سر دولت چماق مي کنند. ممکن است کسي بگويد چرا اين مسائل را نگفتيد، يک دليل اين است که ما در سنگين ترين جنگ سياسي با دشمنان بوديم و تا حدودي هستيم. در اوج قضيه هسته اي نبايد مسائل را در داخل تشديد کرد. فقط يک جمله شب قبل از سفر حج گفتم که قيمت 15 قلم کالا را شما بالا برديد. اگر اينطور نيست تکذيب کنيد.
بنابراين اينطورنيست که خيال کنيد دولت آمده و حالا که ملت و رهبري پشتيبان آن هستند، همه کارها روان اجرا مي شود. البته معنايش کنار کشيدن نيست. خاصيت اصلاحات واقعي همين است. در همدان گفتم گاهي انسان جلوي نزديکترين دوستان خود قرار مي گيرد.
دوسال گفتند دولت کار کارشناسي نمي کند، آنوقت فقط در يک نشست و برخاست، 23 ميليارد تومان هزينه هاي دولت را اضافه کردند و بورسي را که وقتي ما تحويل گرفتيم 5 هزار ميليارد تومان در سال بود و الآن عليرغم خالي شدن حبابها به 7500 ميليارد تومان رسيده، تصويب کردند که در سال جاري به 40هزارميليارد تومان برسد. يک بچه دبستاني هم مي فهمد حجم اين ظرف چقدر است؟ اما تصويب کردند که بعد بگويند دولت نمي خواهد چشم انداز و اصل 44 را اجرا کند.
مافیا
در ماجراي بدهي هزار ميليارد توماني بانک پارسيان که اسم متخلفين هم در روزنامه ها اعلام شد، ديديد چه کساني جلوي ما ايستادند؟ همانها که براي عدالت فرياد مي زدند، آمدند گفتند امنيت اقتصادي و سرمايه گذاري را از بين بردي! در جلسه روز پنج شنبه اصولگرايان گفتم مجلس مقتدر، قوي و کارشناسي مي خواهيم که مسائل را عميق ببيند تا بتوانيم 5، 6 جراحي بزرگ در کشور انجام دهيم و بنيان ها را درست کنيم. گفتم اصولگرايي حزب و گروه نيست، معيارهاست. آقايي هست که خود را رهبر اصولگراها مي داند اما در اين 2.5 سال بيش از 60 مصاحبه و سخنراني داشته که در اوج ظلم و تهديد نظامي امريکا يک کلمه عليه استکبار حرف نزده و کاملاً عليه دولت صحبت کرده است. گفتم ما هيچ لايحه بنيادي به مجلس نداديم چون مي دانستيم يک چيزي مي دهيم، 180درجه تغيير مي کند.
وی در باره بودجه 87 می گوید:لايحه بودجه امسال در برنامه ريزي و بودجه کشور يک انقلاب بود. من خودم بيش از 100ساعت وقت گذاشتم و با کارشناسان صحبت کردم. از قبل هم هماهنگ کرديم و گفتيم شما از آرزوهايتان بوده که قانون بودجه اي ارائه شود که همه بفهمند. در محتواي آن هم هرتغييري مي خواهيد بدهيد اما آمدند گفتند 30 دستگاه نه، 300 دستگاه بايد باشد. 23 هزار ميليارد تومان بدون منبع اضافه کردند. بعد مي گويند دولت از منابع برداشت مي کند. اگر اين را اجرا کنيم، دولت ساقط مي شود، بايد تبعاتش را کم کنيم.
گفتند چرا اسامي افشا نمي شود؟ افشا مي شود ولي خيلي وقت ها بايد اصل مسير را زد. دولت تلاش داشت راههاي فساد را ببندد. گاهي هم فرياد مي زنيم که مردم کمک کنند. مبارزه با فساد سخت است، در قضيه گاز ترکمنستان، برخي آقازاده ها که با آنها تجارت مشترک دارند، گرا دادند که الآن وقت قطع گاز است. در جلسه اي با روحانيون اين مسئله را گفتم. همان آقازاده پيش يکي از دوستان ما رفته بود و بعد کلي بد و بيراه گفتن، گفته بود. دوست ما به او گفته بود رئيس جمهور اسم نبرده است. گفت همه فهميدند. همين شخص در جمعي در مقابل اعتراض آنها ادعا کرده بود که منظور احمدي نژاد، من نبودم!
نمونه ديگري بگويم. يک آقايي در بومهن قصابي داشته و سال 80 قصد داشته مجوز کشتارگاه بگيرد که نمي دهند و کارش تعطيل مي شود. کنار جاده پرديس ضلع غربي به سمت تهران در گذشته روستايي بوده است. در قانون منابع طبيعي حکمي هست که در هر روستا علاه بر سطح روستا، مقداري زمين براي عبور و مرور و گله به اهالي مي دادند که اسمش مستثنيات بود يعني از منابع ملي مستثنا مي شد. اين روستا از بين رفته، اما اين آقا به باند زمين متصل مي شود، سند جعل مي کنند و 2 هکتار از مستثنيات را به نام خود مي کنند. بعد به 20 هکتار توسعه مي دهد. بعد منابع طبيعي مطلع مي شود و در رفت و آمدها، 20هکتار، 2200 هکتار شده است! پرونده درست مي شود، قاضي جانباز حزب اللهي حکم مي دهد که متخلف بايد مجازات شود و تمام درخت ها قطع شود. پرونده به دادگاه تجديدنظر رفته، قاضي قبلي عزل شده است! اگر اين مقدار زمين دست دولت بود و واگذار مي کرد، تمام بازيهاي بازار مسکن مي خوابيد. 2200هکتار کنار تهران يعني 350هزار واحد مسکوني.
خاطره اي به نقل از آقاي چمران بگويم که در اين جلسه هم حضور دارد. در دوره شهرداري ما در منطقه 3 تهران، فردي رفته بود در باغي مجتمع بسازد. شهرداري جلويش را گرفت و توافق شد از 12هزار مترمربع، مساحت 500 متر مربع آن را 2 طبقه بسازد. بعد از مدتي آقاي چمران مطلع مي شود درختان نصف باغ را با بولدوزر دارند قطع مي کنند و در مساحت 3000 متر 6 طبقه بالا مي برند. آقاي چمران هرچه کرد باز زورش نرسيد و 8 طبقه ساختند. البته همه مسائل هم اينگونه نيست. بيش از 90درصد امور درست انجام مي شود اما در نظام اسلامي مقدار کم انحراف هم خوب نيست.
زمان بررسي قانون بودجه در مجلس به استان هرمزگان رفته بوديم. دولت براي تعرفه واردات خودرو همان 100 درصد را پيشنهاد کرد تا از توليد داخلي حمايت شود. خبر دادند در کميسيون 70 درصد تصويب شده است. تعجب کرديم که درآمدهاي کاذب را بالا مي برند اما اين درآمد دولت را پايين مي آورند. اتفاقي به بندر شهيد رجايي رفتيم و ديديم بيش از 30هزار خودرو در بندر منتظر است که از آن طرف علامت داده شود تا ترخيص شوند و از هرکدام 6، 7 ميليون از جيب دولت بپرد. زنگ زدم گفتم اگر تصويب کنيد اعلام مي کنم که تصويب کننده ها دستشان در دست اينهاست.
آینده اقتصاد و نفت
گفتند آينده اقتصاد را چگونه مي بينيد؟ بسيار عالي مي بينم. علي رغم همه اين بحثها، رشد اقتصادي و بهبود شاخصهاي اقتصادي اصلي ما باورنکردني است. ناجوانمردي مي کنند، هر عددي که دولت اعلام مي کند، مسخره مي کنند. سازمان يافته پول در رسانه خرج مي کنند. به وزير بازرگاني گفتم چرا توضيح نمي دهي، گفت توضيح داده ام. پيگيري هم کرده ام ولي پخش نمي کنند.
وضع نفت و گاز را پرسيدند. اخباري درخصوص توليد را خودم يا وزير نفت اعلام خواهيم کرد. در پتروشيمي کارهاي بسيار بزرگي انجام شده است. 22ميليون تن صادرات پتروشيمي که الآن به 29ميليون تن رسيده است. قراردادهاي بزرگ LNG، تبديل و ميعانات بسته شده است که البته يکي دوساله نشان نمي دهد. مطالعات و ساخت پالايشگاه ها حداقل 5سال طول مي کشد. همين امسال 70ميليون متر مکعب گاز اضافه مي کنيم که به دست نيروهاي داخلي هم اجرا مي شود همانطور که ژاپني ها آزادگان را زمين گذاشتند اما بچه هاي خودمان رفتند و تکميل کردند.
گفتند چرا زمينهاي دماوند و لواسانات را پس نمي گيريد، اميدوارم ليست 180 نفره اي را که در همان دوره زمين گرفتند و فوراً هم برايشان سند صادرشده روزنامه اي جرأت کند، منتشر کند. وزير کشاورزي هم مأمور شده تک تک شکايت و پيگيري کند.
نزدیکان رئیس جمهور
درباره لايه نزديکان رئيس جمهور گفتند بسته و بحث برانگيز است. اين تلقي واقعي نيست. مناسبات ما با هيچکس اينطور نيست. به هرحال رئيس جمهور و يا هرمديري مستقر شود، چند نفر به او نزديکند. اين لازمه کار است. چرا فکر مي کنيد منفي است؟
از روز اول يک بازي طراحي کردند که هرکس در راه آرمان ها فداکارتر است او را بزنند. يک دوره اي روي آقاي زريبافان زوم کردند که همه کاره دولت است. درحاليکه وي از روز اولي که او را در مهاباد ديدم، تمام عشقش کار براي کشور است و اصلاً دخالتي در سياستگذاري ها ندارد. به خاطر دقت در کارهايش خواستيم که دبير دولت شود. عضو شوراي شهر بود. همين دوستاني که قانون را اصلاح کرده بودند که عضويت در شورا شغل محسوب نمي شود، 3 قانون گذراندند که شغل محسوب مي شود تا وي دبير دولت نباشد. گفتم اگر به خودم مي گفتيد به او مي گفتم بيرون بيايد. نامه هاي مردمي و پرونده ها را مي خواند و به من خلاصه گزارش مي دهد و پيگيري مي کنم. نتوانسته و نخواسته حتي يک نفر را در اين دولت نصب کند.
مدتي بعد روي آقاي ثمره هاشمي زوم کردند که رهبر فکري احمدي نژاد است و پشت سرش نماز مي خواند. بله، 30، 40 سال است که بچه هاي دانشگاهي ما هرجا باشند، پشت ايشان نماز مي خوانند. اين چيز مهمي است؟ آقاي سعيدلو را براي وزارت نفت معرفي کرديم، چارتي کشيدند و در مجلس پخش کردند که قلب مافيا را سعيدلو نشان مي دهد. او مافيا بود يا مي خواست ريشه مافيا را بکند؟ مراقب ايمانتان باشيد که بهترين ها به دست خودي زده نشوند. معنايش اين نيست که هيچکس اشتباهي نمي کند. مثلاً من گفتم مديريت عالم به دست امام زمان(عج) است. يکي گفت اينطوري نگو. برنج که 4هزار تومان مي شود، مردم به امام بدبين مي شوند. درحاليکه مگر مديريت عالم با خدا نيست؟ ظلم هم هست. اشتباه در تشخيص و اجراي ماست.
رابطه ما با حلقه ها اينطور نيست که برخي تصور مي کنند. تا خبري براي بنده قطعي و حجت نشود، تصميم نمي گيرم. همه حرفها را گوش مي دهم اما نهايتاً خودم تصميم مي گيرم و براي همين محکم مي ايستم و دفاع مي کنم. البته گاهي دوستان و دولت را از ورود به عرصه منع مي کنم چون اگر وارد شوند سر دراز دارد.
به آقاي الهام چقدر توهين کردند؟ وزير دادگستري است. مبارزه با قاچاق و مواد مخدر کار دادگستري هست يا خير؟ رئيس جمهور رئيس 30شوراست. آيا 30 پست دارد يا به حکم مسئوليتش در 30شورا رئيس است؟ بعد از انقلاب هميشه حقوقدانان شوراي نگهبان پست اجرايي يا قضايي داشتند. معاون اول رئيس جمهور چند دوره حقوقدان بوده است. چرا بايد بخاطر اينکه آقاي الهام از خبري اطلاع نداشته يا نخواسته اعلام کند، در تلويزيون او را مسخره و به شخصيتش توهين کنند؟ آيا هرکس ديگر بود همين کار را مي کردند؟ براي اينکه الهام محکم ايستاده است. نمي خواهم بگويم مرد اول عالم است يا اشتباه ندارد اما محکم ايستاده است. انتظار نداريد که رئيس جمهور در اتاقي تک و تنها بنشيند؟ اين آقايان بروند، کسان ديگري مي آيند و 6 ماه ديگر همين حرفها راجع به آنها هست. نمي خواهم بگويم انتقاد نشود اما در جلساتشان سازمان يافته عمل مي کنند.
براي آقاي مشايي ساخته بودند که در مجلس آنچناني رفته است. رفت شکايت کرد، ساعت يک نيمه شب با نماينده دادستان قرار گذاشت با مسئول آن سايت تماس گرفتند، گفته بود پول بدهيد فيلم را برمي داريم! غافل از اينکه نماينده دادستان در جريان است.
سفر امیر احمدی به ایران
درخصوص اميراحمدي؛ اين آدمي است که در عالم سياست اصلاً چيزي نيست اما او را به يک غول ضد نظام تبديل کردند. آمده و رفته، اينکه ممنوع نيست. گفتند مشايي هماهنگ کرده است. تکذيب کرد. گفتند خبر داشتي بايد جلويش را مي گرفتي! اين همه آدم خوب و بد مي آيند و مي روند. وزارت اطلاعات موظف است بررسي کند. يا آقاي مشايي از حج آمده بود، برخي اعضاي دولت را در رستوراني دعوت کرد، خبر زدند که ميهماني اشرافي گرفته که گارسون هاي زن در آن بوده اند. درحاليکه در جمهوري اسلامي گارسون زن نداريم. رئيس غذاخوري آنجا ديده بود که دولتي ها ميهمان هستند، به زن و دخترش هم گفته بود بيايند با برخي از خانمهاي دولت عکس بگيرند.
دیدار با همسر دکتر فاطمی
خانم دکتر فاطمي به ايران آمد و با من ديدار داشت. همسر شهيد نواب هم دو بار پيش من آمده و خبرش هم پخش شده است. دکتر فاطمي يک انسان خوب بود. ما که نمي توانيم قضاوت کنيم چون فلاني دستور داده او را بکشند، پس حتماً بد بوده است. در دوران نهضت ملي شدن نفت تنها کسي که از پيگيران ماجرا اعدام شد، فاطمي بود. حتي رئيس دولت رفت و کيفش را کرد اما کسي که آتشين سخنراني مي کرد و در مجامع جهاني از حقوق ملت دفاع مي کرد، اعدام شد. تا روز آخر شکنجه کردند و پايش را سوزاندند. در بيمارستان با برانکارد او را مي بردند و مي گفتند دو خط تقاضاي عفو ملوکانه بنويس. گفت نمي نويسم و اعدام را بر ذلت ترجيح مي دهم. حالا اگر يک نفر با او اختلاف داشته، بنده بايد روي تحليل او قضاوت کنم يا واقعيات تاريخي؟ آيا جمهوري اسلامي 30سال اسم يک آدم خراب را روي يک خيابان گذاشته و بر نمي دارد؟ خانم ايشان با من ملاقات کرد. بعد از 50 سال از انگليس آمده و از انقلاب دفاع مي کند. بعد دوستان کوتاه انديش مي گويند چون فلاني مخالف بوده است، چرا ديدار کردي؟ فلاني عزيز است، چندين سخنراني هم من براي او کرده ام اما دليل نمي شود تمام تصميمات او درست بوده باشد. مگر ما به کار سياسي نياز داريم؟ اگر نياز داشتيم خيلي کارهاي قشنگ تري مي شد، کرد. يک خانم 75 ساله آمده مي گويد احساس مي کنم در جمهوري اسلامي همسرم زنده شده و آرمانهايش پيگيري مي شود، نه سياسي است و نه مي خواهد خطي به ما بدهد. گفت در اين پنجاه و چند سال خيلي به من سخت گذشت، اين دفترچه خاطرات 6 ماه بيمارستان، تنها يادگار همسرم است. هيچ يادگاري نمانده و خانه امان را هم غارت کرده بودند. اين دفترچه را به خيلي از مدعيان تاريخ نگاري که آمده بودند، ندادم ولي به شما مي دهم. با گريه هم اين دفترچه را داد. انگار که جانش را داشت، مي داد.
حزب اللهي خيلي بايد عميق باشد. روزنامه که ملاک تصميم گيري بنده نيست. آدمهاي خوبي هستند ولي ممکن است در مقالاتي که مي نويسند، تعدادي هم غلط باشد. گاهي اوقات قضاوت غلط ايمان ما را برباد خواهد داد. اين بازي رسانه اي است و نبايد گول خورد.
نوشتند دولت مي خواهد در تخت جمشيد جشن سال تحويل بگيرد. بعد جملاتي هم از آقا آوردند. سخنان آقا را در شيراز نشنيديد؟ اصلاً بنا هم نبود برنامه اي باشد. راديو مي خواست از مردم هنگام تحويل سال از آنجا گزارش بگيرد.
يک جلسه با آقايان ثمره، الهام، زريبافان بگذاريد و حرفهايشان را بشنويد. کداميک تا به حال شنيده ايد؟
ضعف رسانه ای دولت
اذعان داريم کار رسانه اي دولت ضعيف است. البته بدانيد که رسانه کم داريم. در هيئت نظارت 3، 4 نفر در حمايت از دولت رفتند، مجوز نشريه بگيرند، ماهها طول کشيد تا مجوز صادر شد. در فضاي رسانه اي، دولت تنهاست. مدير روزنامه ايران هم يک نفر از جوانان مثل شماست، آن روزنامه ديگر هم که با بودجه عمومي منتشر مي شود ولي عليه دولت مي نويسد. وقتي با يک عده آدم لجوج طرف هستيد، نتيجه اين مي شود. مصاحبه مي کند، پخش نمي کند يا تحريف مي کند. البته مي پذيرم که بخشي از دولت مقابل هجوم رسانه اي منفعل شده است.
وزير بازرگاني کارهايي که در اين شرايط کرده بي نظير است. برخي افراد هم در بدنه هستند که اعتقادي به کارهاي دولت ندارند. در ضمن آيا من هرکسي را بخواهم مي توانم وزير کنم؟ ديديد که نشد. همين الآن هرکس را بخواهم مي توانم وزير کشور کنم؟ بايد در چارچوبي که نقطه بهينه باشد، بياوريم.
تغییرات کابینه
رئیس جمهور می افزاید:راجع به وزير کشور چون اسم ايشان را برديد، قبل انتخابات شوراها بايد جابجايي انجام مي شد. موضوع هم اين نيست که آدم خوبي نباشند، بحمدلله افراد اين دولت انسانهاي پاکي هستند، موضوع نگاه و مديريت کشور است. بالاخره آن موقع غير از ايشان کسي را نمي توانستم بگذارم بعد از 8، 9 ماه ديديم آن ميثاقي که داديم عمل نمي شود. افرادي که بايد بروند استاندار و فرماندار مي شوند وعده اي که نبايد باشند، مسئوليت مي گيرند. البته همه اينطور نيستند. قرار شد پس از انتخابات شوراها، اين جابجايي انجام شود. پس از انتخابات جو سنگيني درست کردند که دولت شکست خورد. ديديم که اگر عوض کنيم مي گويند شکست خوردند، عوض کردند. گذاشتيم بعد از انتخابات مجلس که همه گفتند دولت برنده شد، جابجايي انجام شود.
آقاي وزير سابق اقتصاد که به قول خودش 2.5 سال مقاومت کرد و سياست ها را اجرا نکرد. گفتم من هيچ حجتي پيش خدا ندارم. خواسته هاي دولت از اين طريق اجرا نمي شود. جوابي براي مردم و خدا ندارم. او هم رفت و حرف هايي زد که همين را تأييد کرد. وقتي مي گويد سياستهاي دولت غلط است، يعني اجرا نکرده است. بالاخره بيشتر مشکلات کشور مگر اقتصادي نيست؟ بيمه، بانک، گمرک و ماليات.
درباره آقاي رحيمي هم مطالبي گفتيد، هيچکس مطلق نيست. آقاي محصولي زماني که قرار بود اينجا براي کمک بيايند، بچه هاي همين جلسه گفتند مي داني چه کسي را داري مي آوري؟ الآن همانها مي گويند محصولي براي وزارت کشور مناسب است. تصورات ايجاد شده از رحيمي واقعي نيست. آنجا که مبهم است دستور اسلام را گوش دهيد. "قف" قضاوت نکنيد.
دانشگاه آزاد
درباره دانشگاه آزاد ما آيين نامه را اصلاح کرديم و يکي دو بند آخرش در شوراي انقلاب فرهنگي بود که رفتند و فشار آوردند. به ما فرمودند دست نگه داريد در قضيه هسته اي بحران درست مي کنند و اين مسئله الآن اولويت اول کشور است. بچه هاي دانشگاه آزاد مظلوم ترين بچه ها هستند که پول آنها را مي گيرند و جاي ديگر خرج مي کنند. ما با چشم اشکبار اطاعت و سکوت کرديم. اما عرض کردم قول هايي که داده بودند که اساسنامه را اصلاح کنند، عمل نکردند و ان شاءالله به زودي دوباره مباحث را مطرح مي کنيم.
يکي از دوستان گفتند آيا در اقتصاد جهاني برگ برنده اي نداريم؟ ضربه اي که جمهوري اسلامي به دلار زده در تاريخ وارد نشده است. بورس نفت که راه افتاد و با اينکه دوسال معطل کردند، ولي ان شاءالله کامل که شود متحول مي کند.
درباره تعريف جامع از مافيا، مافيا در قريب به اتفاق کشورها وجود دارد. قبل از انقلاب در کشور ما هم وجود داشت. در معاملات خارجي وام ها و قراردادهاي کلان تيم مشخصي بود که بايد از زير دست اينها رد مي شد و منافع مال اينها بود. ا نقلاب که شد، ضربه خوردند و بخش عمده آن متلاشي شد اما بعد از جنگ و فعاليت هاي وسيع اقتصادي دوباره شکل گرفت. مافيا يعني مجموعه هايي که کار سياسي و اقتصادي مي کنند و آن قدر قشنگ عمل مي کنند که طرف مقابل متهم مي شود. فردي که 25، 26 سال در کشور مسئوليتهاي سطح بالا داشته است، دهها شرکت بزرگ و صدها ميليارد تومان ثروت دارد. قريب به اتفاق اين پرونده هاي درشت را هم که پيگيري مي کنيم، به يک گروه خاص برمي خوريم. گفت زمين بزرگي داشتيم، انقلاب که شد ايران در زمين ما افتاد! اينها يک طيف هستند، اگر دولت مي گفت منافع اقتصادي شما تأمين است، در بخش سياسي اين قدر فشار نمي آوردند. همان کسي که رفت، ارتباط گرفت و گاز قطع شد، به من پيغام داد با ما کاري نداشته باش، ما هم کاري نداريم.
وزارت اطلاعات پرونده هاي سنگين از اينها را بررسي کرده اما تيغش تا جايي مي برد. در داستان هسته اي حتي خبر دادند که بچه هاي حزب الهي را دارند به دادگاه احضار مي کنند که چرا درباره آن فرد نوشتيد جاسوس؟ براي مسئولين مربوطه پيغام دادم که من تا آخر کار هستم، سخنراني روز 22 بهمن هم با همين نيت بود. بنشينيد در دانشگاه ها و رديابي کنيد که نخهايي که کشيده مي شود از کجا صدا در مي آيد؟ همه عضو يک گروه هستند. مبارزه با اينها سخت است و بايد مستند باشد. بايد با مردم صحبت کنيم و قوانين را درست کنيم، شما هم قدري فرياد بزنيد. لازم نيست اسم افراد را بگوييد، اصل موضوع کار را بيان کنيد و پيگيري کنيد.
گفتنی است، رئیس جمهور از ساعت 9 شب روز دوشنبه تا 2 بامداد سه شنبه با این دانشجویان در ساختمان شهید بهشتی نهاد ریاست جمهوری دیدار کرده است.
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387
عکس احمدی نژاد وقتی جوان بود
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
عکس یادگاری:وقتی رئیس جمهور شهرداردبیرهیئت دولت قاضی ومعاون اقتصادی بازرسی ریاست جمهوری دامپزشک بودن
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
چالش های اصولگرایان سنتی کرمان بعد از انتخابات مجلس هشتم (بخش دوم)
در بخش اول به خلاصه ای از طیف بندی های موجود در سه ضلع اصلی اصولگرایان پرداختیم وهمچنین عنوان شد که که یکی از مهمترین علل چالش های اصولگرایان نبود یک رهبر مقدر مرضی الطرفین طیف های مطرح سیاسی ونظام چند کدخدایی است.
ب) عدم تقسیم عادلانه وشایسته سالار قدرت
ج)عدم تعریف خطوط حدود ایدئولوژیک وآرمانی
د)عدم جاذبه ودافعه موثر وبه جا
ه)عدم هضم و جایگذاری درست نسل جوان
و)عدم حمایت سیاسی تشکیلاتی اقتصادی از اعضای موثر و هواداران
اولین چالش انتخاباتی اصولگرایان سنتی بعد ازآنکه در انتخابات شورای شهر دوم که در آن لیست تکنو کراتهای اصولگرایان برخلاف دوره ی اول که لیست حاجی ها رای نیاورده بود رای اکثریت را آورد. وتکنو کرات ها برای براورده کردن انتظار مردم تنها کسی را که دارای تحصیلات عالیه مرتبط وسابقه ی مدیریتی قابل قبول وعدم ذهنیت منفی و وجاهت خانوادگی بود یعنی مهندس جلال ماب را به عنوان شهردار معرفی نمودند.
مهندس محمد جلال ماب به عنوان موفقترین رئیس اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان که در دهه ی شصت به علت عدم حمایت موثر سیاسی جناح راست مثل خیلی ها جلای کرمان کرده بود و در سپاه مشغول خدمت بود وکارشناسی ارشد شهر سازی داشت.در این انتخاب خانم دکتر نامجو و مهندس نامجودر شورا وپی گیری پشت صحنه ی دوستعلی ورضایت دکتر زاهدی ؛ ارکان اساسی بود.
ولیکن از همان روزهای اول کارشکنی های راست سنتی در برابر سیاست های مدیریتی جلال ماب که به اصلاح ساختار وکاربردی کردن شهرداری توجه داشت و به جمع آوری مدیران بدون توجه خاص به سوابق جناحی برای عدم درگیری واصطحکاک سیاسی در شهر داری بود؛نمایان گردید.
فشار برای به کار گماردن مدیران ناکارامد در سیستم شهرداری بهانه گیری ها مچگیری در کند کردن جلال ماب بی تاثیر نبود واین اتفاقات زمانی رخ می داد که مدیرت استان دست جناح چپ بود وجلال ماب برای پیشبرد طرح های خود مجبور بود تا حدی با آنها نیز کنار بیاید.
به بحران تبدیل کردن نمایشگاه مصالح ساختمانی درست پیش از سفر مقام معظم رهبری به کرمان ضرب شست کاری برای از میدان به در کردن مهندس نامجو وپا پس کشیدن دکتر زاهدی گردید.
شکایت حاجی مویدی به دیوان عدالت اداری از شهردار وتهدید به منفصل از خدمات دولتی کردن وی نیز از نمونه های دیگر است.
با روی کار آمدن دولت اصولگرا وبا رسیدن دکتر زاهدی به وزارت علوم و مهندس نامجو به معاونت وزارت نیرو وآمدن آقایان سام وکاربخش به شورا وتغییر آرایش سیاسی شورا عملا راهبرد های ممکن برای تاثیر مثبت اصولگرایان در شورای شهر دوم نا ممکن گردید.
ادامه دارد...
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
فایده ی گاو بودن

موضوع انشاء: فایده گاو بودن را بنویسید.
با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می یابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد
وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین
اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را
به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله
ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو،
بعله برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر
، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.
آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.
شاعر در این باره میگوید:
سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست
سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست
هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای
عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .
گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند. شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟
شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟
گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟
گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.
ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که:
از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها_که البته زشت است_ استفاده میشود.
ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.
تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری
را بکند؟آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟و مثلا بگوید
از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارندتا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و
آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته
شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:
گمون کردی تو دستات یه اسیرم
دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم
دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"!!سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ !!
دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟
گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.دخترانشان به خاطر وضع بد خانواده خود فروشی نمیکنند.
آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.رویشان را با سیلی سرخ نگه نمیدارند.هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمی خورد.
هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.
هیچ گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که
از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک آفتابه عرق سگی بخورد و بعدش راه بیفتد توی کوچه خیابان در حالی که
گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.هیچ گاوی همجنس بازی نمیکند.
هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد .هیچ گاوی...
اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند.
اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...
لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..
ولی...هیچ گاوی نگفت: من گفت :ما...
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387
نخوت آمریکایی؛گفتگويی واقعي روی فرکانس اضطراری کشتيرانی
اسپانيايی ها (با سر و صدای متن ) : A-853 با شما صحبت می کند. لطفا ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا از تصادف اجتناب کنید. شما داريد مستقيما به طرف ما می آييد .
فاصله ۲۵ گره دريايی .
آمرييکایی ها (با سر و صدای متن ) :ما به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به شمال بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد .
اسپانيايی ها : منفی. تکرار می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا تصادف نکنيد .
آمرييکایی ها (يک صدای ديگر): کاپيتان يک کشتی ايالات متحده آمريکا با شما صحبت می کند. به شما اخطار می کنيم ۱۵ درجه بشمال بچرخيد تا تصادف نشود .
اسپانيایی ها: اين پيشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد .
آمريکایی ها (با صدای عصبانی): کاپيتان ريچارد جیمس هاوارد، فرمانده ی ناو هواپيمابر يو اس اس لينکلن با شما صحبت می کند .
اسپانيایی ها :
خو آن مانوئل سالاس آلکانتارا با شما صحبت می کند. ما دو نفر هستيم و يک سگ، ۲ وعده غذا، ۲ قوطی آبجو و يک قناری که فعلا خوابيده ما را اسکورت می کنند . پشتيبانی ما ايستگاه راديویی زنجيره ی ديال ده لا کورونيا و کانال ۱۰۶ اضطراری دريایی است. ما به هيچ طرفی نمی رويم زيرا ما روی زمين قرار داريم و در ساختمان فانوس دريايی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گاليسيا هستيم و هيچ تصوری هم نداريم که اين چراغ دريايی در کدام سلسله مراتب از چراغ های دريایی اسپانيا قرار دارد .
شما مي توانيد هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنيد و هر غلطی که می خواهيد بکنيد تا
امنيت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخره ها متلاشی می شود تضمين کنيد . بنابراين بازهم اصرار می کنيم و به شما پيشنهاد می کنيم عاقلانه ترين کار را بکنيد و راه خودتان را ۱۵ درجه ی جنوبی تغيير دهيد تا از تصادف اجتناب کنيد.
آمريکایی ها:
آها. باشه. گرفتيم. ممنون .
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
امان از انتظار
خدایا پناه مبرم به تو از شر شیطان رانده شده
وبه نام تو آغاز می کنم که بخشنده ومهربانی
پروردگارا چه بگویم از این دوران وانفسا که نفسها را صاحبان زرو زور و قدرت بند می آورند.
چه بگویم از جناح هایی که پر پرواز انقلاب می چینند.بگویم از محافظه کارانی که از محفظه ی تنگ مصلحت خویش اصولگرایی رابا فروع گرایی خویش تفسیر می کنند؛یا از اصلاح طلبانی که با قیچی اصلاحات خویش به نفع ساقه های زائد ریشه ها را هرس می کنند؟!.....
دوران ما به دَوَران چپ وراست می گرددو چشم به تمنای پلک برای دیدن خواب صراط مستقیم است.
روزگازی شد وکس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من وتوست





