
خدایا پناه مبرم به تو از شر شیطان رانده شده
وبه نام تو آغاز می کنم که بخشنده ومهربانی
پروردگارا چه بگویم از این دوران وانفسا که نفسها رامطیعان نفس اماره، آن صاحبان زر، زور و قدرت، بند می آورند.
چه بگویم از جناح هایی که پر پرواز انقلاب می چینند. چه بگویم از محافظه کارانی که از محفظه ی تنگ مصلحت خویش اصولگرایی رابا فروع گرایی خویش تفسیر می کنند؛یا از اصلاح طلبانی که با قیچی اصلاحات خویش به نفع ساقه های زائد ریشه ها را هرس می کنند؟!.....
دوران ما به دَوَران چپ وراست می گرددو چشم به تمنای پلک برای دیدن خواب صراط مستقیم است.
مگسان دور شیرینی قدرت ویز ویز زنبوران عسل سر میدهند و وزغ های از برکه رانده غر غر می کنند.
تلفظ ضالین صلاتمان از بانگ اعتراضمان به ظالمین و گمراهان رسا تر است.
خدایا نکند هر دعای فرجمان همانند نامه های کوفیان روسیاه مرکب قلم هایی باشد که در دستهایی بودند که بر روی در دانه ی رسولت شمشیر کشیدند.
باز جمعه ای رفت ودل منتظر ماند تا منتظری بیاید.
روزگاری شد وکس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من وتوست

